فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
38
كليات ( فارسى )
نخواستم تنها براى آنكه دقت و امانت خود را برخ خواننده بكشم او را گرفتار نسخه بدلهاى بيهوده در پاى صحايف كتاب بكنم . وانگهى خوانندگانى كه از ديرباز به من اطمينان دارند و مىدانند در تهيهء اين گونه متنهاى ادبى هميشه محرك و دليلى با خود دارم حاجت به اين ندارند كه در هر قدم به ايشان بگويم در اصل چه بود و بچه جهت من اين روايت ديگر ترجيح دادم . در شش ماهى كه مشغول تهيهء متن اين كتاب و چاپ نخست آن بودم هر روز و هر شب لذتى خاص از بيان شورانگيز و پرسوز عاشقانهء فخر الدين عراقى بردم كه مپرس . يقين دادم كه خوانندگان درين حظوظ با من انباز خواهند شد . من در زبان فارسى شاعرى را نمىشناسم كه مانند فخر الدين عراقى در بيان عشق ( خواه مجازى بوده باشد خواه حقيقى ) تا اين اندازه دلير و بىباك و بىپروا و بلند پرواز بوده باشد . حتى در ادبيات زبانهاى ديگر تا اين اندازه بلند پروازى در بيان عشق ديده نشده است . آن شيفتگى و آشفتگى عاشقانه كه در شرح حال وى نوشتهاند همه جا در اشعار وى بمنتهى درجه صريح و آشكارست . عاشقپيشگان معروف زبان فارسى مانند سعدى و حافظ وحشى كه سرآمد داستانسرايان عشق و دلدادگى هستند باز در صراحت گفتار و اوج بيان به عراقى نمىرسند . خمريات وى نيز كه البته از مغازلات او كمترست پايهء بسيار بلند دارد و شاهكارهاى آناكرئون شاعر معروف يونان قديم و ابو نواس سرايندهء مشهور عرب و ابن الفارض شاعر بزرگ مصرى را به ياد مىآورد . متن كتاب لمعات را عمدا درين مجلد گنجانيدم زيرا كه يكى از شاهكارهاى بسيار بلند نثر فارسيست . اين كتاب كوچك بسيار شورانگيز را عراقى چنان كه خود در مقدمه تصريح كرده به روش « كتاب السوانح فى معانى العشق » از احمد غزالى نوشته است و راستى كه شاهكار ديگرى در برابر آن شاهكار ابو الفتوح غزاليست ، بر لمعات شروح متعدد نوشتهاند ؛ تا جايى كه من آگاهم از آن شش شرح بدين گونه در دستست : 1 - شرحى كه صاين الدين على تركه اصفهانى دانشمند معروف متوفى در 835 بنام « الضوء » نوشته است . 2 - شرحى كه شيخ يار على شيرازى بنام « اللمحات فى شرح اللمعات » نوشته و نسخهاى از آن نزد شاعر معروف خراسان